آقاسید  امیر عباسآقاسید امیر عباس، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره
مهداساداتمهداسادات، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره

نازارونازنینم

چادرپسرم

  موقعی که برنامه اسرا پخش میشه ومداحی میخونن شماسریع میدوی پتوتو میاری و این مدلی میشینی و گریه میکنی ...
20 بهمن 1392

حرفهای تازه

امروز صبح به محض بیدارشدن ازخواب فرمودید:مامان رو بارتن(بالکن)نری خب مامان:چراپسرم عباس:مردما بهت میخندن مامان:   شب داشتی مداحی گوش میدادی دستت مثل مداحا تکون میدادی.مامانم داشت کلی قربون صدقه ات میرفت عباس:مامان ساکت شو محرم گوش بدی مامان:   شب موقعی که مداحی گوش میدادی بابا گفت امیرعباس کمش کن میخوام اخبار ببینم امیرعباس: خنثی بابا:امیرعباس باشمام بابا جان کمش کن امیرعباس:اه ازار داره مامان:امیرجان زشته امیرعباس:خب نمیذاره مداحی ببینم مامان وبابا: واسه دسته گلی که داریم مرحبا ...
23 دی 1392

عمامه

چادر مامانتو پوشیدی ومیگی من خانومم میخوام نماز بخونم بابایی میگه نه پسرم شما اقاییباید عبا بپوشی.راه افتادی سمت کمدت وعباتو اوردی و رفتی دست باباتو گرفتی و میگی بریم حرم. بابا:چرا بریم حرم؟ عباس:من حاج اقام.عمامه ندارم بریم عمامه بخرم.عمامه مشکی میخوام با یه روسزی برات عمامه درست کردیم نشستی لب اشپزخونه و مشغول سخنرانی شدی                               امیدوارم تا همیشه به وجودت افتخار کنم  
22 دی 1392